سردرد مامانی
چند روزیه من سر درد هام شروع شده دختری
شنبه مامان جون رفته بود اهواز آخه داداشش از مکه اومده بود منم حسابی سرم درد میکرد عصر بابایی که اومد یکم شما رو گرفت من یکم استراحت کردم آخه شما نمیزاری من بخوابم
آخر شب بابایی واسه تغییر روحیه بردمون بیرون یکم ماشین سواری بعدش رفتیم خونه مامان جون آخه هرروز صبح میاد بهت سر میزنه امروز صبح چون نبود .اونجا شما بی تابی کردی و بد قلقی واسه همین اومدیم خونه . به بابایی گفتم حواسش بهت باشه تا زود لباسهامو عوض کنم بیام بخوابونمت اومدم دیدم گذاشته شما رو روی تخت.و داری با عروسکهای بالا تخت بازی میکنی و دست و پا میزنی!!!!
آخه دخمل الان وقته خوابه نه بازی؟؟؟؟؟ واسه مامان من فقط بداخلاقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سردرد مامانی
