اولین عید فطر
دختر خوشگلم عیدت مبارک
امسال اولین عید فطر بزرگترین عید مسلمانان جهان با شما بودیم و رفتیم نماز عیدفطر هم خوندیم.
صبح زود با بابایی و مامان جون دایی حسن رفتیم سمت جایگاه نماز .کالسکه هم بردیم که هنگام نماز شما توش بخوابی.تمام فکرم این بود یه وقت اذیت بشی و گریه کنی من نتونم نماز بخونم یا اینکه بین نماز مجبور به قطع نمازم بشم.گذاشتمت تو کالسکه و جلوم قرارت دادم که ببینمت. با تمام این فکرهام نماز شروع شد و شما اصلا اذیت نکردی و همش موقع نماز هواسم به شما بود و نگات میکردم و شما قرار خودت و بازی بودی و گاهی چهره منو از بین چادرم میدی و میخندیدی و گاهی به اونطرفت نگاه میکردی میخندیدی .وقتی نماز تمام شد به اون سمتی که شما رو مشغول کرده بود نگاه کردم دیدم یه آقای پیرمردی بود واست جذاب بوده و سرگرمش شده بودی.
مامانم فدات بشم که خیلی خانمی و اصلا اذیتم نکردی و بفکر مامانت بودی.
من نماز عید فطر و خیلی دوست دارم و بم آرامش میده و این اولین سالی بود که من روزه نبودم.اونم فقط واسه خاطر شما .





اولین عید فطر
