آوینا خانمآوینا خانم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

عشق مامان بابا آوینا

بغلم کن

1392/4/16 22:07
نویسنده : مامان بابا
154 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه ساعت 12ونیم من و شما از خواب بیدار شدیم آخه شبش دیر خوابیده بودیم، ظهر رفتیم ناهار خونه مامان جون

اونجا شما یه کار جالب انجام دادای وقتی بهت گفتم بیا بغلم کمرتو قوس دادی که یعنی بغلم کنفرشته

زن دایی سهیلا هم میگفت پس الان وقت جشن کمریه ههههه نیشخند

بابا قرار نشد من هی واسه هر پیشرفت دخملی جشن بگیرم کهسوال

شب به پیشنهاد من رفتیم خرمشهر زیر پل نشستیم شام هم ساندویچ فلافل خوردیم البته بخاطر جشن کمری شما ما شام دادیمگریه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زن دایی سهیلا
17 تیر 92 22:21
زن دایی خیلی شام خوشمزه ای بود از وقتی دنیا امدی به مناسبتهای مختلف جشن می گیریم و دور همدیگه جم می شیم دست مامان و بابات درد نکنه خیلی وقت بود دست جمعی بیرون نرفته بودیم


خواهش میکنم عزیزم هوا گرمهوگرنه هروز می رفتیم دد
بوسسسسسسسسسسسسسسسسس