کیک سه ماهگی
دیشب موفق شدیم جشن سه ماهگیتو بگیریم
بازم خوابت میومد .آخه تا بابایی افطار کنه جمع جور کنیم وقت خواب شما میرسه.
بعداز افطار به مامان جون و خانواده کوچولوی دایی مجید زنگ زدیم بیان واسه تولد نی نی خوشگلمون.
تا مامان جون اومد شما خوابیدی منم همش نگران بودم مثل شب گذشته خواب باشی .خلاصه تا دایی مجید و زن دایی رسیدن بیدار شدی کم کم.
راستی این اولین ماهی بود که تو خونه خودمون ماهگردت رو جشن میگیریم.هرماه خونه مامان جون بودیم و اگه شب گذشته هم بیدار میمودنی همونجا جشن میگرفتیم.
مامان ببین چه خانم شدی و میشینی!!!!!!!!!!1







بیا شمعهارو فوت کن که صدسال زنده باشی


دیگه شارژت داشت تمومممممممممم میشد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کیک سه ماهگی
