اولین قهقهه
دوشب پیش داشتم با تلفن با دوستم صحبت میکردم .صحبهامون طولانی شده بود شما هم غرق بازی با بابایی بودی که یه لحظه از ته دل یه قهقهه زدی .وووووووووی قربون صدات بشم.بابایی گذاشته بودت روی شکم سینه اش نیم خیز خوابیده بود و با هم داشتید بازی میکردی و کیف میکردی .یعنی در تاریخ 6مرداد 92 ...





